 Customer/Supplier
| اين نماد نشاندهنده عرضه كننده كه در بالا سمت راست ، كه معمولا نقطه
شروع جريان مواد است . مشتري در بالا سمت راست قرار دارد ، كه معمولا نقطه پاياني
جريان مواد است. |
 Dedicated Process
| اين نماد يك پروسه ، عمليات ، ماشين ، دپارتمان در جريان مواد است .
معمولا براي دوري از نقشه برداري موشكافانه هر يك از مراحل پروسه ، اين نماد يك
دپارتمان به همراه يك مسير جريان مداوم داخلي است. در صورت مونتاژ با چندين گروه
كاري متصل ، حتي اگر چندين انبار كار در پروسه بين ماشين ها و يا استيشن ها تجمع
كنند كل خط بصورت يك جعبه نشان داده خواهد شد . اگر عمليات مجزا كه ارتباط هركدام
از انبار هاي مياني شان با ديگري قطع باشد ، در اين صورت از چندين جعبه استفاده
كنيد |
 Shared Process
| اين يك عمليات پروسه است ، دپارتمان يا مركز كاري كه ساير خانواده هاي مشترك
value stream . تخمين زدن تعداد عمليات هاي موردنياز براي جريان ارزش ، كه به تصوير
كشيده شوند. نه تعداد عمليات هاي مورد نياز براي پروسه كردن تمامي محصولات. |
 Data Box
| اين نماد به زير ساير نماد هايي ميرود كه اطلاعات مفيد مورد نياز براي آناليز و
مشاهده سيستم لازم است . اطلاعات معمول در جعبه اطلاعات قرار مي گيرد در زيرنماد
پروسه توليد : C/T(Cycle Time) i – زمان ( به ثانيه) سپري شده ميان يك قطعه كه از
خط توليد خارج شده و قطعه بعدي كه از خط توليد خارج مي شود ؟C/T(Changeover Time)i
– زمان سوئيچ كردن توليد بين يك محصول و محصول ديگر در پروسه ؟ Uptime- درصد زمان
كه ماشين براي پروسه حاضر مي گردد ؟EPE يك واحد توليد (rate/s) – مخفف "Every Part
Every ___"؟ تعداد عمليات – نماد اپراتور را درون جعبه هاي پروسه بكار گيريد ؟
Number of product variations تعداد گوناگوني محصولات؟ Available Capacity گنجايش
كنوني؟ Scrap rate ريت ضايعات ؟ Transfer batch size سايز محموله منتقل شده (بر
مبناي سايز محموله و ريت انتقال متريال) |
 Workcell |
اين نماد مشخص مي كند كه چندين پروسه در يك سلول كاري گنجانده شده . چنين سلول
هايي معمولا خانواده محدودي از محصولات مشابه و يا فقط يك محصول را پروسه مي كند .
محصول از يك مرحله پروسه به مرحله پروسه اي كه محموله هاي كوچك و يا حتي يك قطعه را
شامل مي شوند. |
 Inventory
| اين نماد ها نشاندهنده انبار ميان دو پروسه هستند . هنگام به تصوير كشيدن وضعيت
كنوني ، مقدار انبار با يك حساب سر انگشتي تخمين زده مي شود ، و اين مقدار در زير
مثلث جاي خواهد گرفت. اگر بيش از يك انبار جمع آوري كننده و جود داشت يك نماد براي
هر كدام بكشيد اين نماد را همچنين به عنوان انباري براي مواد خام و محصولات
نهايي مي توان در نظر گرفت. |
 Shipments
| اين نماد گوياي حركت مواد خام از supplier ها به پايانه هاي دريافت كارخانه .
يا ، حركت محصولات نهايي از پايانه هاي ارسال كارخانه به مشتريان است. |
 Push Arrow
| اين نماد نشاندهنده ?pushing? متريال از يك پروسه به پروسه بعدي است . push به
معني اين است كه يك پروسه بدون توجه به احتياجات پروسه بعدي چيزي را توليد
كند. |
 Supermarket
| اين يك انبار ?supermarket? (نقطه سفارش كانبان) است . درست مانند سوپرماركت ،
يك انبار كوچك موجود است و يك و يا چندين مشتري پروسه بعدي به سوپر ماركت مي آيند و
چيز هاي مورد نيازشان را برمي دارند . مركز كار پروسه قبلي قفسه ها را در صورت نياز
پر مي كند . هنگامي كه جريان دائمي غيرقابل اجراست ، و پروسه قبلي بايد بصورت
محموله اي عمل كند ، يك سوپرماركت توليد اضافي را كاهش مي دهد و ميزان انبار نهايي
را كاهش مي دهد |
 Material Pull
| سوپرماركت ها به پروسه بعدي توسط اين تماد "pull" كه مشخص كننده حذف فيزيكي است
متصل مي شوند |
 FIFO Lane
| انبار First-In-First-Out . از اين نماد موقعي استفاده كنيد كه پروسه ها توسط
سيستم FILO كه ورودي را محدود ميكند. يك مثال براي آن تصمه نقاله جمع كننده است.
حداكثر مقدار را در خود ذخيره مي كند. |
 Safety Stock
| اين نماد نشانگر يك انبار ?hedge? (و يا انبار احتياطي ) در برابر مشكلاتي از
قبيل وقفه ، براي حقاظت از تجديد نظر ناگهاني در سفارش مشتري و يا اشكال در سيستم .
توجه كنيد كه اين نماد از همه طرف بسته است . اين به منظور مخزن موقطي و نه دائمي
اقلام است ؛ بنابر اين ، هنگام استفاده از يك چنين انبار هايي بايستي يك سياست
مديريتي روشن و واضحي استفاده شود. |
 External Shipment
| انتقال از suppliers يا به مشتري ها توسط حمل و نقل خارجي |
 Production Control
| اين جعبه نمايانگر مركز زمانبندي توليد يا دپارتمان كنترل ، فرد يا عمليات
است. |
 Manual Info
| پيكان نازك و مستقيم نمايانگر جريان معمول اطلاعات از يادداشت ها ، گزارش ها ،
يا گفتگوها. تناوب و ساير نوشته هاي مرتبط است |
 Electronic Info
| اين پيكان شكسته نمايانگر جريان الكترونيكي مانند تبادل الكترونيكي اطلاعات
electronic data interchange (EDI) ، اينترنت ، اينترانت ، شبكه محلي , LANs (local
area network) WANs (wide area network). . شما ممكن است تناوب تبادل اطلاعات را
مشخص كنيد ، نوع فضاي تبادل ممكن است fax ، تلفن ، و غيره و نوع تبادل اطلاعات
باشد. |
 Production Kanban
| اين نماد توليد را متوجه تعداد از پيش تعيين شده قطعات مي كند . اين سيگنالي
براي پروسس تامين كننده مي فرستد تا قطعات را به پروسس هاي بعدي بفرستد |
 Withdrawal Kanban
| اين نماد نمايانگر يك كارت يا وسيله اي است كه دستوري است كه يك متصدي حمل
متريال قطعات را از يك سوپرماركت به پروسه دريافت كننده ببرد. |
 Signal Kanban
| اين نماد زماني استفاده مي شود كه سطح انبار در دسترس در سوپرماركت بين دو
پروسه از حداقل تايين شده كمتر شود. هنگامي كه مثلث كانبان به پروسسsupply كننده
رسيد، اين سيگنال تغيير شغل مي فرستد و توليد از پيش تايين شده سايز محموله قطعات
بر روي كانبان درج مي گردداين همچنين به كانبان ?one-per-batch? نيز شناخته مي
شود |
 Kanban Post
| مكاني كه سيگنال هاي كانبان قرار مي گيرند براي برداشتن. معمولا براي سيستم هاي
دو كارتي براي تبادل كانبان هاي withdrawal و production استفاده مي شود |
 Sequenced Pull
| اين نماد نشانگر يك سيستم pull است كه فرمان هايي به پروسس تحتاني مونتاژ مي
دهد كه نوع معين و مقدار از پيش تعيين شده اي را توليد. معمولا يك واحد، بدون
استفاده از سوپر ماركت. |
 Load Leveling
| اين نماد وسيله اي است براي گروهبندي كانبانها به منظور تراز كردن سطح توليد و
تركيب آنها براي مدت زمان مشخص |
 MRP/ERP
| زمان بندي توسط mrp/erp يا ساير سيستم هاي مركزي |
 Go See
| جمع آوري اطلاعات از طريق روش هاي ديداري. |
 Verbal Information
| اين نماد معرف جريان گفتاري يا اطلاعات شخصي مي باشد. |
 Kaizen Burst
| اين نمادها براي مشخص كردن نياز براي بهبود و طراحي مجدد براي وركشاپ هاي كايزن
در پروسه هاي بخصوص كه در وضعيت حساس بسر مي برند براي بدست آوردن وضعيت آينده نقشه
جريان مواد |
 Operator
| اين نماد نشاندهنده يك اپراتور اين نمايانگر تعاد اپراتور هاي مورد نياز براي
پروسه كردن خانواده اي از VSM ها در workstation بخصوص |
 Other
| اطلاعات مفيد و يا اطلاعات با پتانسيل مفيد بودن |
 Timeline
| زمانبندي خط نشاندهنده زمان هايي كه ارزش افزوده اتفاق مي افتند (cycle time) و
زمان هايي كه ارزش افزوده اتفاق نمي افتند (wait) . اين را براي محاسبه Lead Time و
Total Cycle Time بكار مي برند. |