|
كنترل توليد به كنترل متريال دريك كارخانه محدود نمي شود بلكه ممكن است تعدادي انبار و كارخانه وابسته به يكديگر تشكيل يك گروه كاري را بدهند در اين ميان يك برنامه ريزي كلي براي تمامي كارخانه ها عامل اصلي ايجاد هم اهنگي و افزايش بهره وري و سود كلان براي همه مي شود ولي در دنياي واقعي هيچ كارخانه داري مايل به پسردن كليه اموركارخانه خود به يك مدير بالا دست براي كنترل كارخانه ها نيست از اين رو نياز برنامه كنترل توليد در سطح كلان كه هر مدير فقط به اطلاعات هماهنگ كننده وي با ساير كارخانه هاي workgroup دسترسي داشته باشد
به عنوان مثال :
- مديركارخانه اي نياز به يك ماده اوليه دارد و كارخانه توليد كننده آن ماده به وي فقط دسترسي به خط نهايي توليد كه سفارش وي بسته بندي و آماده تحويل است را مي دهد تا از زمان دقيق تحويل آگاه شود
- مديركارخانه به كليه پروسه هاي توليد كه سفارش وي درآن قرار دارد دسترسي داشته باشد ولي نتواند زمان شروع و ميزان مواد مصرفي آنها را تغيير دهد زيرا وي مدير و تصميم گيرنده براي كم و كيف آن كار نباشد ولي وي كماكان ميتواند نظر خويش را نسبت به آن كار تايپ كند
- در ضمينه انبارهاي مشترك هر مدير كارخانه ميزان ماده x اي كه در آن انبار ذخيره دارد راببيند و ممكن است مدير كارخانه ديگري از همان ماده x داشته باشد ولي با مقدار متفاوت كه انبار براي هر كارخانه اعتبار جداگانه اي را قائل مي شود
- در ضمينه انبارهاي فروشگاهي كه داراي چندين نوع ماده مصرفي با مقادير محدود مي باشند كه احتياج به كنترل پيچيده تري دارد ، با برداشت مقداري از يك ماده بخصوص ميزان تغييرآن در چارت تغييرماده براي ساير كارخانه هاي خريدار نمايان مي شود و خواهند دانست ميزان كالاي x در آينده چگونه تغيير خواهد كرد ولي كارخانه هاي خريدار فقط ميدانند مقداري از ماده x درزمان مشخصي درآينده خريداري خواهد شد اما فقط انبار فروشگاهي ميداند چه كسي و در چه زمان قصد خريد را دارد و كنترل محدوده مجاز هر كالا را نيز در نظر بگير
|